خرید بک لینک
چند روز پیش داستان تامی تامپسون، دانشمند اقیانوسشناسی رو گوش میدادیم از پادکست چنل بی که یک کشتیِ غرق شدهی حامل طلا رو بعد از صد و چند سال بیشتر از دل اقیانوس پیدا میکنه و یکهو ثروت خیلی بزرگی نصیبش

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 2:08

تو یه دنیای موازی الان یک اجلاس بینالمللی تشکیل شده برای حفظ زمین و اینکه چطور با گرمتر شدن زمین مقابله کنیم. همه کشورها شرکت میکنند. تو سالنها که همدیگه رو میبیینن دست میدن و روبوسی میکنن. یکیشون

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 2:08

+ در جنگها و کشمکشهای این یک هفته یک چیز بیشتر رو از همه چیز فهمیدم اینکه نگاه منِ آدمِ نوعیِ عادی به ماوقع اطراف ارتباط مستقیم و وابستگی شدیدی داره: ۱. به منبعی که خوراک خبریِ من رو تأمین میکنه

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 2:08

کاش یک سمتی داشتیم که سخنگوی خدا در زمین بود، بعد الان ظاهر میشد، نشان مخصوص خدا رو نشون میداد و میگفت: خوب! خوب! enough is enough.

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 2:08

کاش یکی بزنه نابود کنه همه چی رو، شاید نسل بعد از ما بهتر زندگی کنند.

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 2:08

اینجا و اونجا استتوس میگذارم، از بچهها معذرت مخوام، حافظ باز میکنم ... فقط برای چند لحظه حقیقت دور میشه.

ته ذهنم اما نمیتونم هنوز به وجدان دردناک و رنجی که مسببین میبرند هم فکر نکنم. حتما درد بیامانی دارند.

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 2:08

فکر میکنم که یک بار دیگه هم نمیتونم تلویزیون رو روشن کنم و این حال رو یادم نیاد.

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 2:08

تو گفتی آن حبیبم من که بر دردت طبیبم من ولی دردم فزودی

///

حکایت من هست که گریبان چاک دادم در حمایت. امروز رفت فار فار بییاند هر خط قرمزی.

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 2:08

تو کوچه راه میره و با آهنگِ به من گفتی که دل دریا کن ای دوست ساز میزنه و میخونه: علی جونم علی عشقم علی جان علی مولا علی مولا علی جان...

همینها رو تکرار میکنه فقط...

دلم یک مشهد حسابی میخواد.

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 2:08

+ خیلی دور از خونه ما رو پشت بوم همسایه یک کبوتر نشسته. که از پنجره دارم میبینمش.

+ وقتی غذایی رو دوست ندارم. حوصلهام نمیاد بلند شم درستش کنم. اما میدونم بالاخره باید بلند شم.

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 2:08

صفحه بندی